برا اینکه ببینیم همو اومدی...
صبح ساعت9تا دوازده پیشم بودی
صبحانه خوردیم باهم :)
فک کنم سومین صبحانه ی مشترکمون بود
اگه بدونی چقد حالم خوبه بات...
پنجشنبه شب هم اومدی خونه ی مامانم، پیشم
چی بهتر از این
قربونت بره یاس
الهی فدای عطر موهات شم من
باتو همه چی خوبه
برچسب:
نویسنده: آرتمیس جعفرینژاد